چگونه بروک شیلدز خانه ای به سبک لندن در دهکده غربی ایجاد کرد

در حوالی زمانی که بروک شیلدز تولد 16 سالگی خود را جشن گرفت، او و مادر/مدیرش، تری، یک خانه شهری در سمت بالا شرقی خریدند.

«آرام بود و مجلل، از این نظر که ما در نیویورک فضایی داشتیم. حیاط خلوت داشتیم این یک راه ممتاز و امن برای بزرگ شدن در وسط منهتن بود.” شیلدز، 57 ساله، که از روزهایی که به عنوان یک کودک مدل، بازیگر و علاقه‌مند به شلوار جین حرفه‌ای کالوین کلین بود، در سریال‌های تلویزیونی و موزیکال‌های برادوی بازی کرد، کتاب نوشت، جواهرات طراحی کرد، پلتفرم دیجیتالی «شروع اکنون است» را تأسیس کرد و در تعدادی از آثار ظاهر شد. فیلم ها. (آخرین او، “Holiday Harmony” این هفته از HBO Max منتشر خواهد شد.)

اما شرایط و موجودی‌های بانکی تغییر می‌کند و با گذشت سال‌ها، خانم “باید به اصطلاح دارایی‌هایم را ساده کنم.” شیلدز گفت.

“با بزرگتر شدن، آنقدرها کار نمی کردم و باید تصمیماتی می گرفتم. من در نهایت ازدواج کردم و شوهرم از نیویورک متنفر بود.” او با اشاره به آندره آغاسی، ستاره تنیس ادامه داد. او با من صحبت کرد که خانه را بفروشم، و روزی که مجبور شدم آن را رها کنم بسیار غم انگیز بود، به خاطر تمام شکرگزاری در آن خانه و تمام خاطرات.



اشتغال: بازیگر

عشق بی پایان: «تمام چیزهایی که در مورد زندگی در خانه شهری در سمت بالا شرقی دوست داشتم، همان چیزی است که خانواده من در اینجا تجربه کرده است. ما تمام این سنت‌ها را داریم که دخترانم واقعاً به آن‌ها علاقه دارند و مایه آرامش آنهاست.»


خانم. شیلدز نقل مکان کرد، طلاق گرفت، دوباره ازدواج کرد، با شوهر جدیدش، کریس هنچی، فیلمنامه نویس و تهیه کننده، خانه ای در مرکز شهر خرید و صاحب دو دختر به نام های روآن 19 ساله و گرییر 16 ساله شد.

اما در نهایت، اتاق زیر شیروانی شروع به فشردگی شدید کرد و جستجو برای یافتن سنگ قهوه‌ای ادامه داشت.

“این برای من یک رویا بود، زیرا می‌خواستم بچه‌هایم آنچه را که من در خانه‌ام در سمت بالا شرق داشتم داشته باشند: احساس همسایگی و فضایی که در آن بسیار سخت و گران است. نیویورک، خانم. شیلدز گفت. ما همه جا را نگاه کردیم، اما یک مکان افسرده تر از مکان بعدی بود.»

سرانجام، یک مشاور املاک، خانم را هدایت کرد. توجه شیلدز به یک ساختمان احیای یونانی اوایل قرن بیستم در دهکده غربی که از یک خانه تک‌خانواره‌ای به یک خانه آپارتمانی هشت واحدی تبدیل شده بود.

او بلافاصله مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او می‌گوید: «اینجا شکسته شده بود و واقعاً ویران شده بود، اما انگار می‌توانستم همه چیز را در آینده ببینم. من با شوهرم که در لس آنجلس بود تماس گرفتم – قبل از اینکه بتوانید ویدیوهای کامل را روی تلفن خود بسازید – و گفتم: “می دانم که برای دیدن آن اینجا نیستی، اما من فقط این احساس دیوانه کننده را دارم.”

آنها آن را خریدند و در اوایل سال 2008 قرارداد بسته شدند و MADE، یک شرکت طراحی/ساخت مستقر در بروکلین را برای بازسازی روده استخدام کردند. خلاصه این زوج برای خانه ساده بود: آن را به همان شکلی که بود برگردانید. تا جایی که امکان داشت، می خواستند آن چیزی را که آنجا بود بیرون بیاورند، بازگردانند و سر جایش بگذارند.

خانم “ما سعی کردیم تا جایی که می توانیم از طبقات و پله ها نگهداری کنیم.” شیلدز گفت. «گوشه تابوت بود بزرگ برای من، چون اصل آن خانه بود.”

به نظر می رسید همه چیز کاندیدای توانبخشی بود. هنگامی که زیرزمین حفر شد، چندین سنگ عظیم حفاری شد، “و ما آنها را به عنوان چهارپایه در حیاط خلوت قرار دادیم.” شیلدز گفت. پناهگاه زغال سنگ نجات یافت و برای نگهداری یک گنجه شراب از یک کشتی قدیمی – خانم. هدیه دهمین سالگرد شیلدز به آقای. هنچی. در برخی موارد، چیزها از جاهای دیگر نجات یافتند: طاقچه شومینه سنگی در اتاق نشیمن، زمانی که هتل پلازا در سال 2008 بازسازی شد، نجات یافت.

خانم. شیلدز می خواست دکور خانه شهری لندن را تداعی کند. برای کمک، او و آقای. هنچی به دوستشان دیوید فلینت وود، طراح بریتانیایی روی آورد. او آنها را به سمت ترکیبی از اثاثیه، مواد و دوره‌ها سوق داد: کاغذ دیواری زوبر با بلوک دستی، چینی آسیایی، میزهای ایتالیایی نئوکلاسیک. جوت و لوسیت نیز نمایندگی دارند.

این همکاری باعث ایجاد فضاهایی شیک اما گرم می شود که زیبایی را با عجیب و غریب ترکیب می کند. در اتاق نشیمن، صندلی های راحتی به سبک لویی شانزدهم و یک کمد امپراتوری فرانسه با عکس های قاب کوچک خرگوش ها، پرتره های خانم. دختران شیلدز با تاج های آب نبات و نقاشی قلبی از کیت هرینگ، هدیه ای از هنرمند.

خانم “من اهل ریاضت یا جدی بودن نیستم.” شیلدز گفت.

و قطعاً علاقه ای به فتیش کردن دارایی هایش ندارد. خانم “من با صرفه جویی در وسایل بزرگ شدم و تا زمانی که می خواستم چیزی بپوشم، یا از مد افتاده بود یا مناسب نبود.” شیلدز گفت. “پس اکنون نگرش من این است که “منتظر چه هستم؟”

ظروف کریستالی در قفسه های باز در گوشه ای از آشپزخانه؟ او از آن می نوشد. ظرفی که او با موفقیت در حراجی در Chatsworth House، یکی از باشکوه ترین خانه های انگلستان، پیشنهاد داد؟ او از آن ویسکی می ریزد (البته ویسکی خوب).

او یک کشوی ظروف را باز کرد و یک مشت ظروف نقره ای که از منابع مختلف جمع آوری شده بود را بیرون آورد. او گفت: “من عاشق این واقعیت هستم که می توانم بنشینم و از چیزی که برای همیشه در خانه کسی بود استفاده کنم.”

چون خانم شیلدز در میان جعبه‌های بسته‌بندی نشده بزرگ شد – “مادر من هرگز نقل مکانش را تمام نکرد” – او گفت که در ابتدا قصد داشت این خانه را به طور کامل داشته باشد. انجام شده

اما او از چنین پایانی عقب نشینی کرده است. او گفت: “من چیزهای جدید می گیرم و چیزهای جدیدی پیدا می کنم.” در حال حاضر، او با چیدمان ظروف غذاخوری در اتاق نشیمن مشغول نودل است – شامل یک فنجان نقره ای است که پدربزرگش، فرانک شیلدز، ستاره آماتور تنیس دهه 1920 و 30، در یک تورنمنت برنده شد. و با در نظر گرفتن ورود اخیر محموله ای از لیوان های مورانو، غنایم سفر خانوادگی به ایتالیا، او در حال تجدید نظر در منظره میز روی بوفه اتاق غذاخوری است. خانم. شیلدز همچنین در حال فکر اضافه کردن به میز کناری است که مجموعه رو به رشد او از مهاجمان بازی کریستالی را در خود جای داده است.

او گفت: “من به زودی به اوکلاهاما می روم و شرط می بندم که چند مکان عتیقه کوچک و عالی در آنجا وجود دارد.” “چه چیزی نیاز دارم؟” هیچ چی. اما من مهاجمان مسابقه را دارم. حالا من دوست دارم یک شمع گیر بیابم.»

برای به روز رسانی ایمیل هفتگی در مورد اخبار املاک و مستغلات مسکونی، اینجا ثبت نام کنید.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم